اطمینان و اعتماد کم نداشتم !
ایمانم کافی نبود ...
و ایمان یعنی چیزی رو که وجود نداره، باور کنیم !
و من ایمان کافی نداشتم ...
همیشه معتقد بوده ام چیزی رو که دوست داری، رهاش کن .. اگر مالک اون باشی بهت برمیگرده !
و اگر برنگشت ... از آن تو نبوده !
ضمن اینکه مسیر رهاشدن تا پیدا کردن راه برگشت، خودش یک سفر روحانیه؛ یک "سفر قهرمانیه" !
سفر روح آدما رو دستخوش تغییر میکنه، .. سفر آدما رو دچار "استحاله" میکنه !
....
دلم میخواد دورترها رها کنم ... جایی که فکر کنم دیگه برنمیگرده، كه اگر برگشت قلب سرکشم برای همیشه آروم بگیره ...
و اونوقت مومن خوااهم شد !
پ.ن
این روزها به پیمان سپیدم بازگشته ام،
من و دخترک مبهوت درونم هر روز قلبمان را به ارامش بی حصرش میسپاریم و اواز سکوت سر میدهیم ...
برچسب: مرنجانم,
نویسنده: مینا شمس
تاريخ: جمعه
17 آذر
1396 ساعت: 22:44